حاج ملا هادي السبزواري
25
شرح مثنوى
وقوع داشته باشد در ازمنهء متطاوله واقع مىشد ، پس بايد اين مواليد و حرث و نسل نبودى . و حكماى اشراقيين كه به عقول متكافئه قائلند ، آنها را فعّال مىدانند به قدرة الله و ربّاة الانواع بإذنه . پس چگونه مىشود كه اظلال نداشته باشند ، خصوص انسان كه گويد : ظهور تو به من است و وجود من از تو فلست تظهر لولاى لم اكن لولاك و به اينها اشارت است قولش كه : ( ( 337 ) ) چون شدى سر پشت پايت چون زنم * كارگاه خويش چون ضايع كنم ن 400 3 - ك 143 4 و حق تعالى در نزد حكما فاعل بالعناية است ، و در نزد عرفاء شامخين فاعل بالتجلَّى . ( ( 342 ) ) يار نيكت رفت بر چرخ برين * يار فسقت رفت در قعر زمين ن 400 8 - ك 143 6 بر چرخ برين : « وَفِي اَلسَّماءِ رِزْقُكُمْ وَما تُوعَدُونَ » 51 : 22 ( 1 ) . در قعر زمين : « أَخْلَدَ إِلَى اَلأَرْضِ وَاِتَّبَعَ هَواه » 7 : 176 ( 2 ) . ترك وردى كه كنى تو در زمان قبض و تاريكيت آيد نيك دان ن ندارد - ك 143 10 قبض : واردى است بر قلب ، و موحش است ، كه اشارت دارد به صدور سوء ادبى از سالك و گوشمالى خوردن به صدى و ابعادى . و بسط ، مقابل آن . واردى است مهيّج كه اشارت دارد به لطف و رحمت . و با خوف و رجاء دو فرق دارند : يكى آن كه خوف و رجاء نسبت به مكروه و مرغوب در مستقبلاند ، و اين دو در حاضر . و ديگرى آن كه آن دو در مقام نفساند و اين دو در مقام قلب . و در منتهى ، هيچ يك ازين چهار نيست . ( ( 353 ) ) در معاصى قبضها دلگير شد * قبضها بعد از اجل زنجير شد ن 400 19 - ك 143 12 بعد از اجل : يعنى حال معنى است كه بعد از موت مصور مىشود به صورت غل و زنجير مثل باقى امور آخرت ، از آن جمله : ( ( 354 ) ) نعط من اعرض هنا عن ذكرنا * عيشة ضنكاً و نحشر بالعمى ن 400 20 - ك 143 13
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء ذاريات آيهء 22 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء اعراف آيهء 176 . .